مجلّه شعر و موسیقی ایرانی شکنج | درباره ما
تماس با ما | آرشیو
شکنج - مجلّه شعر و موسیقی ایرانی
X
تبلیغات
زولا

شکنج - مجلّه شعر و موسیقی ایرانی

14 آبان 1394 ساعت 03:26 ب.ظ

آنقَدَر بی تو در این شهر خرابم که نگو...




آنقَدَر بی تو در این شهر خرابم که نگو
آنقَدَر دوری تو داده عذابم که نگو


مثل یک پیچک غمگین شده از رفتن تو

تا بیایی همه جا در تب و تابم که نگو


فکر کردی بروی مثل تو آرام شوم

به خدا کوره ی سوزان و مذابم که نگو

 
ادامه مطلب

12 آبان 1394 ساعت 05:37 ب.ظ

تو را گم می کنم هر روز و پیدا می کنم هر شب...

تو را گم می کنم هر روز و پیدا می کنم هر شب

بدین سان خواب ها را با تو زیبا می کنم هر شب


تبی این گاه را چون کوه سنگین می کند آن گاه

چه آتش ها که در این کوه برپا می کنم هر شب


تماشایی است پیچ و تاب آتش ها، خوشا بر من

که پیچ و تاب آتش را تماشا می کنم هر شب


مرا یک شب تحمل کن که تا باور کنی ای دوست

چگونه با جنون خود مدارا می کنم هر شب

 
ادامه مطلب

10 آبان 1394 ساعت 10:20 ق.ظ

شور دشت

استاد جلیل شهناز، قطعه ای در آلبوم "زبان تار" اجرا کرده اند که در هیچ یک از دستگاه های موسیقی ایرانی نیست!!! این قطعه که "شور دشت" (چیزی بین شور و دشتی) نام دارد، تقدیم حضور شما سروران گرامی و دوستداران موسیقی ایرانی می شود. کانال رسمی ما را در تلگرام دنبال کنید:

telegram.me/OMICML



 

ادامه مطلب
7 آبان 1394 ساعت 04:32 ب.ظ

راه پیدا کردن گنج جهان جز رنج نیست...




راه پیدا کردن گنج جهان جز رنج نیست
رنج آن را راست می گویند اما گنج نیست
 
گاه می افتد به خاک گه می غلتد به رود
هیچ رازی در فرو افتادن نارنج نیست
 
گاه سربازی شجاعی گاه شاهی ناامید
روز وشب چیزی به جز تکرار یک شطرنج نیست
  

ادامه مطلب

29 مهر 1394 ساعت 10:56 ق.ظ

به نیم بوسه توان صد هزار جان دادن...

چنین که برده شراب لبت ز دست مرا

مگر به دامن محشر برند مست مرا


چگونه از سرکویت توان کشیدن پای

که کرده هر سر موی تو پای بست مرا


کبود شد فلک از رشک سربلندی من

که عشق سرو بلند تو ساخت پست مرا 
ادامه مطلب

28 مهر 1394 ساعت 05:01 ب.ظ

این داغ حسین، جاودان است...



تا شعلة هجران تو خاموش کنم
بر آتش دل ز صبر، سرپوش کنم


بسیار بکوشیدم و، نتوانستم

 یک لحظه غم تو را فراموش کنم


ای کاش، دمی دهد امانم این اشک

 تا نقش تو را به دیده منقوش کنم

 


ادامه مطلب
26 مهر 1394 ساعت 05:40 ب.ظ

باز هم مثل همیشه غرق بودی در کتاب...



باز هم مثل همیشه غرق بودی در کتاب
کنج کافه پشت میزی بودی و لیوان آب...

آمدم از عمد پایم را زدم محکم به میز
آه! شرمنده! حواسم رفت توی این کتاب

دشمنت شرمنده آقا! آب یعنی روشنی
بیخیالش! پس شما هم خوانده‌اید این را جناب
 

ادامه مطلب

15 مهر 1394 ساعت 06:26 ب.ظ

قصه‎ای با تو شد آغاز که پایان نگرفت



دشت خشکید و زمین سوخت و باران نگرفت
زندگی بعد تو بر هیچ کس آسان نگرفت


چشمم افتاد به چشم تو ولی خیره نماند

شعله‌ای بود که لرزید ولی جان نگرفت


دل به هر کس که رسیدیم سپردیم ولی ...

قصه‌ی عاشقی ما سر و سامان نگرفت

 
ادامه مطلب

10 مهر 1394 ساعت 10:23 ب.ظ

تو را آن گونه می‌خواهم که باغی باغبانش را

تو را آن گونه می‌خواهم که باغی باغبانش را

شبیه مادر پیری که می‌بوسد جوانش را

تو را در یک شب بارانی غمگین سرودم که

نمی‌دانم زمانش را، نمی‌یابم مکانش را

من آن سرباز دلتنگم، که با تردید در میدان

برای هیچ و پوچ از دست خواهد داد جانش را 


ادامه مطلب
7 مهر 1394 ساعت 11:26 ق.ظ

گفته بودی که دگر زلف پریشان نکنی...

گفته بودی که دگر زلف پریشان نکنی

ماه را روز و شب چارده حیران نکنی


تو مگر قول ندادی ندهی مو به نسیم

دل عشاق به یک زلزله ویران نکنی


نذر کردی که نبندی بغل پنجره تا

شهر ویران مرا قمصر کاشان نکنینکنی 
ادامه مطلب

31 شهریور 1394 ساعت 10:00 ب.ظ

جای ماندن نیست،دنیا را رها کن پر بکش

جای ماندن نیست،دنیا را رها کن پر بکش  

قهوه ات را مَرد ،امشب با کمی سم سر بکش


بی تفاوت رد شو از مردم، میان دفترت

سنگ باش و گوش احساسات خود را کَر بکش


گوشه ای دور از هیاهوهای شهر لعنتی

پُک بزن سیگار خود را،زجر هم کمتر بکش! 


ادامه مطلب
30 شهریور 1394 ساعت 10:50 ب.ظ

یک شهر را دیوانه با پیراهنت کردی

یک شهر را دیوانه با پیراهنت کردی

لیلا چرا پیراهن زیبا تنت کردی ؟   !

 

فرعون شهرم ، دل به دریا زد همان شب که

جادوگری با چشم های روشنت کردی

 

تو دخت چنگیزی که ما را مثل نیشابور

آواره ی دیوار چین دامنت کردی 


ادامه مطلب
15 شهریور 1394 ساعت 02:01 ب.ظ

چقدر از حال من و حال دلم خبر داری؟

شکستنی‌تر از آنم که سنگ برداری

و یا به خاطره‌ای دیرسال بسپاری


تویی که می‌روی از پیش من ، نمی‌دانم

چه‌قدر از من و حال دلم خبر داری ؟


من و دل و غزلم سال‌هاست زندانیم

در این اتاقک مرطوب چاردیواری 
ادامه مطلب

14 شهریور 1394 ساعت 04:34 ب.ظ

غمنامه ای برای یک تصویر...



تو را

نه کوسه درید و نه آب دریا خورد

تو آن کنایه ی تلخی

که شبی غمگین

زبان موج ، به تدریج بر لب آورد

 
ادامه مطلب

13 شهریور 1394 ساعت 05:21 ب.ظ

موی سپید

ترانه ی بسیار زیبای "موی سپید" با صدای علی اکبر گلپایگانی را برای شما همراهان گرامی آماده کرده ایم. امیدواریم مورد پسند شما همراهان ارجمند قرار بگیرد. شما می توانید این ترانه ی زیبا را در شکنج گوش دهید و یا در ادامه مطلب دانلود نمایید.




 

ادامه مطلب
12 شهریور 1394 ساعت 04:29 ب.ظ

مرد میدان



مرد میدان نیستی! یا پشت سنگر را بگیر؛
یا جلوی جنگهای نابرابر را بگیر!


پایه ی دیوار قلعه قدر کافی محکم است!

ول کن آن دیوار را و پشت این در را بگیر !

 
ادامه مطلب

10 شهریور 1394 ساعت 11:09 ق.ظ

دوش کجا بوده ای؟

تصنیف بسیار زیبا و ماندگار "جان جهان" از اساتید جاودانه ی موسیقی ایران زمین، شجریان و مشکاتیان تقدیم حضور شما سروران و همراهان گرامی می گردد. غزل این تصنیف از مولانا بوده که با آهنگسازی زنده یاد پرویز مشکاتیان و با صدای آسمانی استاد محمدرضا شجریان اجرا شده است. شما می توانید این آهنگ را هم در شکنج گوش کنید و هم همراه با شعر در ادامه مطلب دانلود نمایید. 


حجم 3.39 مگابایت
 

ادامه مطلب
6 شهریور 1394 ساعت 10:07 ق.ظ

بیستون



بیستون! دارم به شهر عشق،تنها می روم
رود هستم ،بی کس و غمگین به دریا می روم


زائـــرم.. امشب کنارت استراحت می کنم

حرف ها دارم بگویم ،بعد از اینجا می روم


 در دلم ته مانده های زندگی جان داده است

 بی خود از خویشم به دنبال مسیحا می روم

  
ادامه مطلب

3 شهریور 1394 ساعت 04:53 ب.ظ

یا ایها الغریب...



سوت قطار، غسل زیارت، دم اذان
چشمی که باز خیره شده سوی آسمان
 
یا ایها الغریب منم آن مسافر
دلتنگ و بی قرار...پر از دردِ بی نشان
 
باب الجواد، بارش باران، اذان صبح
نقاره خانه، صحن گهرشاد، سایـبان
  

ادامه مطلب

1 شهریور 1394 ساعت 12:02 ق.ظ

این همه تو!!!

بی تو به سامان نرسم، ای سر و سامان همه توحسین منزوی

ای به تو زنده همه من، ای به تنم جان همه تو


من همه تو، تو همه تو، او همه تو، ما همه تو

هر که و هرکس همه تو، این همه تو، آن همه تو


من که به دریاش زدم تا چه کنی با دل من

تخته تو و ورطه تو و ساحل و توفان همه تو 


ادامه مطلب
28 مرداد 1394 ساعت 04:25 ب.ظ

تو هم قرار منی هم تو بی‌قــــرار منی...



خوشا به بختِ بلنـــــدم که در کنار منی
تو هم قرار منی هم تو بی‌قــــرار منی

گذشت فصل زمستان گذشت سردی و سوز
بیا ورق بزن این فصــــل را، بهـــــار منی

به روزهای جدایی دو حالت است فقط
در انتظار تـــــــواَم یا در انتظـــار منی
 


ادامه مطلب
26 مرداد 1394 ساعت 04:34 ب.ظ

بجای تو خودم از تو برایم شعر می خوانم...

دچارم کن به چوب دار رویت را مگیرازمن
بده بر بادم اما عطر و بویت را مگیرازمن

کمان بردار صیدم کن به اخمت راضی ام اما
دمی دیوانه بازی های خویت را مگیرازمن

خرابم کرده ای از اعتبار افتاده ام، باشد
خرابم کن خراب و آبرویت را مگیرازمن

بجای تو خودم از تو برایم شعر می خوانم
جنون عاشقی ِ گفتگویت را مگیرازمن
 

ادامه مطلب
21 مرداد 1394 ساعت 04:13 ب.ظ

تو نیز دغدغه ات از دقایقت پیداست...


تو آسمانی ومن ریشه در زمین دارم
 همیشه فاصله ای هست-داد ازاین دارم


قبول کن که گذشته ست کار من از اشک

که سال هاست به تنهایی ام یقین دارم


تو نیز دغدغه ات از دقایقت پیداست

مرا ببخش اگر چشم نکته بین دارم

 
ادامه مطلب

20 مرداد 1394 ساعت 08:50 ب.ظ

مژده

فکر کنم وقتشه به دهه 30 هم سری بزنیم. سالهایی که آهنگسازهایی مثل استاد حسین یاحقی (دایی پرویز یاحقی) و خوانندگانی مثل زنده یاد منوچهر همایون پور اجراهایی بسیار شورانگیز داشتند. یکی از کارهای بسیار زیبا و ماندگار تاریخ موسیقی ایران، آلبوم "دیروزی ها" با آهنگسازی استاد حسین یاحقی و خوانندگی منوچهر همایون پور است. از این آلبوم، مژده را برای شما عزیزان انتخاب کردیم. بی شک مورد پسند شما همراهان گرامی قرار خواهد گرفت. 


دانلود در ادامه مطلب
 

ادامه مطلب
17 مرداد 1394 ساعت 04:27 ب.ظ

بی هوا قلب مرا دزدید و رفت....

                                  

                                                                                         

روز اول بی هوا قلب مرا دزدید و رفت                                                                                                        

 روز دوم آمد و اسم مرا پرسید و رفت

 

روز سوم آخ، خالی هم کنار لب گذاشت 

 

دانۀ دیوانگی را در دلم پاشید و رفت

 

روز چارم دانه‌اش گل داد و او با زیرکی

 

آن غزل را از لبم نه، از نگاهم چید و رفت

 


ادامه مطلب
<< 1 ... 3 4 5 6 7 ... 34 >>