مجلّه شعر و موسیقی ایرانی شکنج | درباره ما
تماس با ما | آرشیو
دسته‌بندی حسین جنتی - شکنج - مجلّه شعر و موسیقی ایرانی
X
تبلیغات
وکیل جرایم سایبری

شکنج - مجلّه شعر و موسیقی ایرانی

14 شهریور 1394 ساعت 04:34 ب.ظ

غمنامه ای برای یک تصویر...



تو را

نه کوسه درید و نه آب دریا خورد

تو آن کنایه ی تلخی

که شبی غمگین

زبان موج ، به تدریج بر لب آورد

 
ادامه مطلب

22 آذر 1393 ساعت 01:10 ق.ظ

گمان کردند پیغمبر در آوردم....

همین، تا پر گشودم از قفس ها سر در آوردم،
غلط کردم به شوق باغ ، گویا پر در آوردم

دهان تا باز کردم مُنکرانم طعنه ها کردند
غزل گفتم، گمان کردند پیغمبر در آوردم

اگر شمشیر عریان پیشِ رویم بود خندیدم
چو بودا در جواب از جیب ، نیلوفر در آوردم! 

ادامه مطلب
9 آبان 1393 ساعت 01:42 ب.ظ

هر طرف مینگری نام حسین است

السلام علی الحسین و علی العباس الحسین


29 مرداد 1393 ساعت 11:53 ب.ظ

سکه به سیمین افتاد... :(

حالیا بار دگر چرخ سر کین افتاد

چرخ خونخوار بر آن شیوه ی دیرین افتاد


قصه ی عشق همان بود ولی ناغافل،

تیشه اینبار نگر؛ بر سر شیرین افتاد!


خود نشابور غزل چاره به جز صبر ندید

زلف عطار چو در چنگ تموچین افتاد 


ادامه مطلب
12 تیر 1393 ساعت 10:31 ب.ظ

خط خطی شبانه

خسته ام- چون شمعِ بی حاصل - از این دارالظلام
نا امیدم از فلک، چون زخمِ گز از التیام

زین جهانِ سفله دلگیرم که هستند اندر او
ناجوانمردان شریف و رهزنان والا مقام!

روزگارِ نا بسامانی که از جادوش هست،
خونِ حق گویان حلال و نقدِ بدکاران حرام! 

ادامه مطلب
28 خرداد 1393 ساعت 06:42 ب.ظ

رد می شوم از جوی و غمِ تر شدنم نیست!

با زورِ نصیحت سرِ بهتر شدنم نیست

من خود مسِ نابم ! هوسِ زر شدنم نیست


تا تیغِ زبان هست چه حاجت به نبردی؟

باری، که سرِ دست به خنجر شدنم نیست


قد می کشم از باغ - بخواهند ، نخواهند -

دیوارِ حسد، سدِّ صنوبر شدنم نیست 
ادامه مطلب

22 خرداد 1393 ساعت 11:50 ب.ظ

چه می شد؟!!

چه می شد که من هم شبیه شما ها ، بلد بودم از عصرِ حاضر بگویم

بلد می شدم رسمِ نو آوری را، که از دردِ نسلِ معاصر بگویم!


چه می شد که من نیز وقتِ سرودن، رها می شدم از حصارِ فخامت،

بلد می شدم جای "صندووق و گنجه"، "کمد" رو کنم! از "دراوِر" بگویم!


چه می شد بلد می شدم "توی" شعرم، به جای شراب از "عرق" هم بگویم

به گرزِ تَهَمتن چه می شد که باتوم! به خفتانِ سهراب کاور بگویم!!


به معشوق سیمین بگویم "گل من" ! و یا محتسب را بگویم صد و ده!

عقب مانده ام از شما، کاش می شد به آقای همسایه مستر بگویم! 


ادامه مطلب