مجلّه شعر و موسیقی ایرانی شکنج | درباره ما
تماس با ما | آرشیو
دسته‌بندی محمدسعید میرزایی - شکنج - مجلّه شعر و موسیقی ایرانی
X
تبلیغات
وکیل جرایم سایبری

شکنج - مجلّه شعر و موسیقی ایرانی

26 فروردین 1394 ساعت 12:31 ق.ظ

زن کامل!

نمی گویم همین شبهای ابرآلود برگردی
تو فرصت داری اصلاً تا ابد...تا زود برگردی

تو فرصت داری از هر جای این تقویم بی تاریخ
بدون هیچ مرز ای عشق نامحدود برگردی

تو فرصت داری ای زیباترین فردای فرداها...
سحرگاهی که خواهی ماند... خواهی بود... برگردی 

ادامه مطلب
16 دی 1393 ساعت 12:47 ق.ظ

سفر بخیر!

امشب که می روی، سحرِ من! سفر بخیر...

عشقِ بدون همسفر من! سفر بخیر!

حس می کنم جهان تهِ آب است بعد از این

در پشت چشمهای تر من: سفر بخیر!

من مرده ام...ببین شده دریای آسمان 

یک سنگ قبر روی سر من سفر بخیر!

در ایستگاه دست تکان می دهد هنوز

روحِ همیشه در به در من، سفر بخیر!

حتماً بدم که از گل خود دور می شوم

اما تو خوبی از نظر من - سفر بخیر!

اشیاء خانه در نظرم شعله می کشند

آتش گرفته دور و بر من سفر بخیر! 


ادامه مطلب
29 آذر 1393 ساعت 03:00 ب.ظ

که هنوز...

کجاست جای تو در جمله‌ی زمان؟ که هنوز...
که پیش از این؟ که هم‌اکنون؟ که بعد از آن؟ که هنوز؟

و با چه قید بگویم که «دوستت دارم»؟
که تا ابد؟ که همیشه؟ که جاودان؟ که هنوز؟

سؤال می‌کنم از تو: هنوز منتظری؟
تو غنچه می‌کنی این بار هم دهان، که هنوز 

ادامه مطلب
25 آذر 1393 ساعت 05:41 ب.ظ

خدا برای رسیدن نیافریده مرا !

دو باره دختری امشب به خواب دیده مرا 
که از زبان غزل های من شنیده مرا 

و با هزار دلیل از دلش که پرسیده 
به این نتیجه رسیده که بر گزیده مرا 

تمام خوابش را کرده است نقاشی 
کنار خود لب یک باغچه کشیده مرا  

ادامه مطلب