مجلّه شعر و موسیقی ایرانی شکنج | درباره ما
تماس با ما | آرشیو
دسته‌بندی سیمین بهبهانی - شکنج - مجلّه شعر و موسیقی ایرانی
X
تبلیغات
رایتل

شکنج - مجلّه شعر و موسیقی ایرانی

28 اردیبهشت 1394 ساعت 02:16 ب.ظ

چه گرم دوست دارمت

همیشه در خیال من ز شعله گرم‌تر تویی

چه گرم دوست دارمت اجاق سرداگر تویی


نه آتشی که بی‌هنر به تاب شعله بیندت

زبانه‌ی هنرــ بلی ــ زبان شعله‌ور تویی


نه شاخسار گلبنی که زینت سرا شوی

چو نارون به سایه‌ها امید دهگذر تویی 
ادامه مطلب

28 مرداد 1393 ساعت 05:02 ب.ظ

سوار کولی

 

(شعله رقصان غزل در گذشت، روحش شاد و یادش گرامی)


 

رفت آن سوار کولی با خود تو را نبرده
شب مانده است و با شب، تاریکی فشرده
 
کولی کنار آتش رقص شبانه ات کو؟
شادی چرا رمیده؟ آتش چرا فسرده؟
 
خاموش مانده اینک، خاموش تا همیشه

 چشم سیاه چادر با این چراغ مرده
  


ادامه مطلب
3 تیر 1393 ساعت 12:38 ق.ظ

من با تو ام ای رفیق!

من با تو ام ای رفیق! با تو
همراه تو پیش می نهم گام 
در شادی تو شریک هستم 
بر جام می تو می زنم جام

من با تو ام ای رفیق! با تو 
دیری ست که با تو عهد بستم 
همگام تو ام ،‌ بکش به راهم 
همپای تو ام ، بگیر دستم  

ادامه مطلب
26 اردیبهشت 1393 ساعت 06:33 ب.ظ

بی تو عاقبت کارم می کشد به رسوایی...

همچو نور، از چشمم، رفتی و نمی آیی
بی تو دیده ی جان را، بسته ام ز بینایی
تا زمن شدی غافل، سرزدم به هر محفل
بی تو عاقبت کارم، می کشد به رسوایی
از دورنگی ی ِ یاران، وزفریب عیاران
دیدم و چه ها دیدم، یک به یک تماشایی 

ادامه مطلب
7 فروردین 1393 ساعت 06:30 ب.ظ

چرا رفتی؟ چرا؟ من بی قرارم...

چرا رفتی، چرا؟- من بی قرارم،
به سر، سودای آغوش تو دارم.-
نگفتی ماهتاب امشب چه زیباست؟
ندیدی جانم از غم ناشکیباست؟
نه هنگام گل و فصل بهارست؟
نه عاشق در بهاران بیقرارست؟
نگفتم با لبان بسته ی خویش
به تو راز درون خسته ی خویش؟ 

ادامه مطلب
22 اسفند 1392 ساعت 09:45 ب.ظ

انتقام از دل سنگ تو، به گفتار گرفتم!

من به رغم دل بی مهر تو دلدار گرفتم
گشتم و گشتم و بهتر ز تو را یار گرفتم
خنده یی کردم و دل بُردم و با لطف ِ نگاهی
تا بمیری ز حسد وعده ی دیدار گرفتم!
دامن از دست من، ای یار! کشیدی، چه توانم؟
گله یی نیست اگر دامن اغیار گرفتم 

ادامه مطلب
19 بهمن 1392 ساعت 05:00 ب.ظ

ستاره دیده فروبست و آرمید بیا

ستاره دیده فروبست و آرمید بیا

شراب نور به رگ های شب دوید بیا

ز بس به دامن شب اشک انتظارم ریخت

گل سپیده شکفت و سحر دمید بیا

شهاب ِ یاد تو در آسمان خاطر من

پیاپی از همه سو خطّ زر کشید بیا 
ادامه مطلب

16 بهمن 1392 ساعت 03:00 ب.ظ

جهان و شادی آن کام دوستان را باد

نه نام کس به زبانم نه در دلم هوسی

ز زندگی همین بس که میکشم نفسی

جهان و شادی آن کام دوستان را باد

پر شکسته ی ما باد و گوشه ی قفسی

از آن به خنجر حسرت نمیدرم دل خویش

که یادگار بر او مانده داغ عشق کسی 


ادامه مطلب
13 بهمن 1392 ساعت 08:00 ب.ظ

من و تو

بود عمری به دلم با تو که تنها بنشینم
کامم کنون که برآمد بنشین تا بنشینم
پاک و رسوا همه را عشق به یک شعله بسوزد
تو که پاکی بنشین تا منِ رسوا بنشینم
بی ادب نیستم اما پی یک عمر صبوری
با تو امشب نتوانم که شکیبا بنشینم
شمع را شاهد احوال من و خویش مگردان  

ادامه مطلب
4 آذر 1392 ساعت 12:12 ق.ظ

بر من گذشتی، سر بر نکـــــــردی

بر من گذشتی، سر بر نکـــــــردی

از عشق گفتم ، بـــــاور نکـــــردی

دل را فـکندم   ارزان بــه پــــــایت

سودای مهـرش در ســــــر نکردی

گفتم گـــــلم را می بویی از لطف

حتی به قهرش پــــرپـــر نـــکردی 
ادامه مطلب

4 آذر 1392 ساعت 12:06 ق.ظ

مطرب دوره گرد باز آمد

مطرب دوره گرد باز آمد

 نغمه زد ساز نغمه پردازش

سوز آوازه خوان دف در دست

شد هماهنگ ناله سازش

پای کوبان و دست افشان شد

دلقکِ جامه سرخ چهره سیاه

تا پشیزی ز جمع بستاند

از سر خویش بر گرفت کلاه 
ادامه مطلب

17 آبان 1392 ساعت 08:33 ب.ظ

غزل سیمین بهبهانی تقدیم به سایه


دیگر نه جوانم که جوانی کنم، ای دوست
یا قصه از آن « افتد و دانی» کنم، ای دوست.
هنگام سبک خیزی یِ آهوی جوان است
پیرانه سر آن به که گرانی کنم، ای دوست
غم بُرد چنان تاب و توانم که عجب نیست
نتوانم اگر آنچه توانی کنم، ای دوست 

ادامه مطلب