مجلّه شعر و موسیقی ایرانی شکنج | درباره ما
تماس با ما | آرشیو
برچسب رهی کاوه - شکنج - مجلّه شعر و موسیقی ایرانی
X
تبلیغات
زولا

شکنج - مجلّه شعر و موسیقی ایرانی

28 اسفند 1395 ساعت 09:25 ق.ظ

لباس کوچ تنت کن ...


لباس کوچ تنت کن ، بهار مشکوکی ست

بگیر دست مرا ، روزگار مشکوکی ست


تمام پنجره ها رو به قبله خوابیدند

اگر غلط نکنم انتظار مشکوکی ست

 
ادامه مطلب

6 شهریور 1394 ساعت 10:07 ق.ظ

بیستون



بیستون! دارم به شهر عشق،تنها می روم
رود هستم ،بی کس و غمگین به دریا می روم


زائـــرم.. امشب کنارت استراحت می کنم

حرف ها دارم بگویم ،بعد از اینجا می روم


 در دلم ته مانده های زندگی جان داده است

 بی خود از خویشم به دنبال مسیحا می روم

  
ادامه مطلب

29 تیر 1394 ساعت 04:22 ب.ظ

بوی نفرین....



سعی کن پیشم نباشی، بوی نفرین می دهم
بوی کینه، بوی زخمی باز و چرکین می دهم


آنقدر با قرص های مختلف خوابیده ام

جزء جزء ام را ببویی بوی مرفین می دهم


بس که حالم از فضای بسته بر هم می خورد

شیشه های آسمان را گاه پایین می دهم

 
ادامه مطلب

18 خرداد 1394 ساعت 08:30 ق.ظ

بگذار عشق قسمتی از زندگی شود...




غمگین مشو که سنگ، مرامش شکستن است
آیـــیـــنه نـــــیز ترس مدامش، شکستن است

گیرم که صخره دست خودش را بلند کرد
دریا ! نرو! که پشت ِ سلامش شکستن است

باران همیشه دوست ِ بی شیله پیله هاست
شیشه ! تگرگ، لـُب کلامش شکستن است
 

ادامه مطلب